اما و اگرهای انتخابات مجلس در سال ۹۸ (قسمت اول ، نظارت استصوابی)

✍ سید مهدی قوامی

کمتر از ۲۸۰ روز به انتخابات مجلس شورای اسلامی در کشور عزیزمان مانده است و این در حالی است که برای مشخص شدن چهره مجلس آینده اما و اگرهای زیادی وجود دارد . مهم ترین و شاخص ترین گزینه تاثیر گذار بر چهره مجلس آینده ؛ شورای نگهبان قانون اساسی و تیغ تیز نظارت استصوابی است که در این مقال سعی می کنیم به این مورد نگاهی بیاندازیم .
برای من و افرادی که جمهوری اسلامی در زمان امام راحل درک کرده اند موضوع نظارت شورای نگهبان بر انتخابات رنگ و بوی دیگری داشت . در آن زمان شورای نگهبان در خصوص رد صلاحیت افراد نقشی نداشت بلکه افراد رد صلاحیت شده توسط هیات های اجرایی تظلم و شکایت خود را به شورای نگهبان تسلیم می کردند و این شورا دلایل رد صلاحیت شدن فرد را بررسی می کرد و اگر مطابق قانون نبود صلاحیت آن شخص را تائید می نمود .
پس از رحلت حضرت امام و بازنگری قانون اساسی چندین اصل در قانون اساسی دچار تحولات و تغییرات بنیادی گردید و از طرف دیگر مفسر قانون اساسی بودن این شورا باعث شد که نظارت شورای نگهبان از رویه قبلی خارج شده و به بازوی قدرتمندی جهت حذف چهره های سرشناس منتقد و مخالف سیاست های حکومت تبدیل شود.
نظارت استصوابی که از بدو اعمال با مخالفت حقوقدانان و فعالان سیاسی روبرو شده بود ؛ در انتخابات های مختلف منجر به حذف چهره هایی چون مرحوم آیت الله هاشمی از انتخابات ریاست جمهوری ، آیت اله سید حسن خمینی از انتخابات مجلس خبرگان رهبری ، بهزاد نبوی ، حجه الاسلام قوامی ، حجه الاسلام علیخانی ، محسن آرمین و …. از انتخابات مجلس شورای اسلامی شود.
شورای نگهبان حتی رویه تعین اجتهاد که طی ۱۴ قرن حضور دین مبین اسلام (مبتنی بر تائید مراجع تقلید بود )ثابت مانده بود را نیز تغییر داد . نظارت شورای نگهبان به جایی رسید که اکثریت فعالان سیاسی ، اجتماعی ، حقوقی و اقتصادی سرشناس که از مقبولیت و محبوبیت مردمی برخوردار بودند خانه نشین شدند .
در انتخابات مجلس هفتم این تیغ بر گردن نزدیک به یک سوم نمایندگان مجلس ششم نشست که باعث تحصن این نمایندگان در مجلس و استعفای بیش از ۱۲۰ نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی شد . اما عدم پیش بینی مرجعی بالاتر و بی طرف و نظارت بی چون و چرای استصوابی کار را خراب تر کرده و حتی هیات های اجرایی و عوامل انتخابات در وزارت کشور به جای اجرای وظایف قانونی خود ناچار به اجرای اوامر شورای نگهبان شدند و کسانی که با این نظارت مقابله کردند مانند مصطفی تاجزاده سر از زندان درآوردند .
اکنون پس از گذشت ۴۰ سال از انقلاب شکوهنمد اسلامی مجلس شورای اسلامی که باید “عصاره فضایل مردم ” باشد ؛ با رد صلاحیت نخبگان اصلاح طلب توسط شورای نگهبان و عدم انتخاب نخبگان اصولگرا توسط مردم در مقابله با شورای نگهبان ؛ مجلسی ضعیف با حضور برخی نمایندگان بی تجربه و بعضا” ناآشنا به سیاست داخلی و خارجی کشور شکل گرفت که اگر حضور برخی نمایندگان دوره های پیش و برخی نمایندگان جدید با کفایت در این مجلس نبود شاید خروجی این مجلس به مراتب ضعیف تر از این بود.
با تجربه ۳۰ سال گذشته بسیار بعید به نظر می رسد که شورای نگهبان تغییر رویه دهد و در انتخابات امسال نیز با رد صلاحیت شدن بسیاری از چهره های سرشناس اصلاح طلب روبرو خواهیم شد .
این رد صلاحیت ها یعنی خالی شدن صحنه انتخابات از رقبای جدی اصولگرایان و بخت بسیار بلندی برای نامزدهای اصولگرا .

اولین نفری باشید که نظر می دهد.

دیدگاهی بنویسید

آدرس ایمیل شما محفوظ می ماند


*